هشدارها باقيست
تبريك ميگويم ولی هشدارها هنوز باقيست .
چون دعواها ، دعوای آقای ميرحسين موسوی و آقای احمدی نژاد
نيست بلكه پشت پرده دعواها مسائل بزرگتری خوابيده ، اون هم عوض كردن نظام و از
مشروعیت انداختن رهبری است . بزار چند مورد رو با هم بررسی كنيم ، همون تكه های
پازلی كه جمع شده . چون در اين تكه ها ميشه حقيقتهای استتار شده را ديد نه در
جنگهای روانی و محيط پر تلاطم و شبهه پراكنی ها و بازيهای تبليغاتی و ...
در زمان آقای خاتمی به مرور اتفاقاتی رخ داد :
بحث نافرمانی مدنی (
كه قرار بود 100 مدير دولت خاتمی در كل كشور استعفا بدهند تا حكومت را از مشروعيت
خارج كنند كه رهبر با اين اقدام مقابله كردند ) اين موضوع در چه دورانی از خاتمی
بود ، بعد از 18 تير و تحصن نمايندگان در مجلس ششم ، بعد از دوران گل آلود كردن جو
جامعه با اينكه در آن دوران همه كار كردند ولی در آخر نتوانستند به مقصود برسند ،
آخه واگذار شده بود به زمان و دوران رياست جمهوری بعدی ، كه با آمدن احمدی
نژاد نقشه ها نقش بر آب شد ،
در مناظره های كروبی و احمدی نژاد ، كروبی فقط اشاره ميكند كه بعضی از قوانين قانون اساسی را قبول ندارم ، بيچاره روش نميشه بگه با مقام رهبری در اين قوانين مخالفم .
![]()
واقعيت جريان انتخابات چه
بود و اين راهپيمايی های روزانه چرا ؟
ستاد های تشكيل انتخابات مردمی است و در
بيش از 70 درصد در پايه صندوقها ناظران هر نامزد موجود بودند يعنی بهتر از دوران
قبل ، ولی با كلی گويی شبهه می اندازند ، قضاوت كن وقتی ميگن طرف بده اعدامش كن با
چه مدركی آدم كار بكنه را نبايد مشخص كنه ؟ تو كلی گويی هيچوقت نميتونن كار كنن ،
همين هم ميشه ملعبه تا بتوانند راحت تر و حق به جانب تر حرف بزنند و بجای طی مراحل
، راهپيمايی رو راه بندازند . كه يه پوشش ميشه برای حركت بعدی و بعدی ، چون اگر
مدام تكرار بشه يه گردابی ميشه كه تعداد بيشتری رو ميتونه تو خودش بكشه ، با تكنيك
های روانی و درست كردن جو عاطفی و حق و حقوقی هم بر موج سوار ميشن و هم راهنما ميشن
كه افراد بيشتری رو با همين تعداد وارد كنن ، براشون هم فرقی نميكنه كه كسی كشته
بشه چون بايد پوشش راهپيمايی برای جذب مهره ها بوجود بياد و حركت نهايی شكل بگيره
اون هم در جوی كه بشه از آب گل آلود ماهی گرفت . چرا قاچاق اسلحه زياد شد و اصلا
چرا بايد خارج نيز تو حمل اين محموله كمك كنه ؟ چرا شعار های مرگ بر خامنه ای
دوباره سر زبونها افتاد ، مثل همون جريان به اصطلاح اصلاحات خاتمی كه منجر شد
عكسهای رهبر رو پاره كنن ؟
تو
اين راه ، همه جور مهره ای فرستادند كه احمدی رای نياورد ، اگه احمدی نژاد رای
نياورد كه به مقصود رسيده اند وگرنه در بعد از انتخابات جريان ديگری رخ خواهد داد .
ميدونی فائزه هاشمی چه بيانی مطرح فرمودند : گفته اند كه ما آن مردمی را كه به
احمدی نژاد رای دهند را ذليل ميكنيم . تو صحبتها پشت سر هم گفته اند كه او دروغ
ميگويد تا شعارش بيافته سر زبانها ، در شعار قانون گرايی او را متهم به بی قانونی
كردند ولی در جای خود ريشه همين قانون اساسی را زدند و مسيرهای غير قانونی را باز
كردند ، درپشت همين تريبونی كه ميگويند دشمنان ، شروع به ادامه شبهه افكنی ها كردند
، تازه اينها شمشيرهای از جلو بوده است ، همچنين مهره های استتار شده را نيز وارد
كارزار كرده اند تا از جلو حرف از رهبر و شهدا بزنند ولی در عمل ادامه فعاليتهای
آنان را دنبال كند تا حرفها در جنبه قدرتمندتری با يك جلوه ديگر نقش ايفا كنند .
حتی آقای كرباسچی كه هم پيمان كروبی است در وقت رای دادن برگه را به همه نشان ميدهد كه نوشته بود مير حسين موسوی ، در اصل بگويم كه به همه ستادهای انتخاباتی ميرحسين و رضايی و كروبی گفته بودند رای را به مير حسين بدهيد .
اين همه فعاليتهای همه جانبه سياستمداران و سرمايه های
ميلياردی
و
هماهنگی ها در داخل و خارج برای گل آلود كردن جو برای يك رياست جمهوری نيست كه
اينها همه پوشش است . و حتی جلوه ميرحسين موسوی كه عناوينی چون نخست وزير جنگ را هم
به دوش ميكشد و همراهی با امام را . ولی همين مهره در مدت 20 سال از سياست دور بوده
است ايشان در كانونهای هنری خطاطی و نقاشی كرده همين تابلوهای خطاطی كه به ديوارها
ميزنيد و در خارج به نمايش آثار خود پرداخته است . حتی زن ايشان در سخنرانی
انتخاباتی خود در كرج صراحتا اشاره ميكند كه مشكل ما همين روسری است . در سير
هنرنمايی تبليغاتی به بهاييان و وهابيان نيز در اهداف خود چراغ سبز نشان دادند همان
كسانی كه اعتقاد دارند كشتن چند شيعه يعنی رفتن به بهشت . و هزاران تكه ديگر
.
فقط بگم تو اين سير برنامه ها ، احمدی نژاد شد يه فرشته نجات برای مردم ما وگرنه قاعده ها مسائل شومی را رقم ميزد . برخی شبه هايی كه به احمدی نژاد زده اند را برای دانلود در ادامه مطلب ميگذارم .



بياييم با هم تفاوت نگرشهاي 2 نامزد انتخاباتي آقاي محمود احمدي نژاد و مير حسين موسوي را بررسي كنيم :

آقاي مير حسين موسوي در ادامه همان روند اصلاحات خاتمی : عظمت ما بايد در رابطه با گفتگوی تمدنها شكل بگيره ، بطوريكه تمام هشت سال رياست جمهوري خاتمي با شعار گفتگوي تمدنها شكل گرفت و حتي براي زحمات دانشمندان ما كه با هزار شوق گامهاي هسته اي شدن ايران رو به حركت درآوردند ارزشي قائل نبودند و به صورت آتشيتر از غرب و خودجوش شروع به منحل كردن اين فعاليت ها در جهت ارتباط با آمريكا و حفظ گفتگوي تمدنها شدند . (حالا چرا بحث رئيس جمهوري خاتمي رو ميگيم ، چون خاتمي پيروزي خود را پيروزي مير حسين موسوي تعبير كرد كه با نشان دادن اين جايگاه از نگرشهاي تقريبا يكساني خود صحبت ميكنند). 






وقتي آقاي مير حسين موسوي نخست وزير بودند آن هم در دوران جواني خود كه قوت و بنيه بيشتري نسبت به هم اكنون دارند در صدد استعفا بودند بطوريكه امام خميني در طي نامه اي بلند گفتند ، با تعبير من كه ، خجالت بكش ،جوانان ما زير آتشهاي دشمن دارند نابود ميشوند و تو به دنبال استعفا و ترك هستي ، در وقتي كه كشور به وجود اين انسان نياز داشت حرف از استعفا ميزد و نميتوانست كوچكترين فشاري را تحمل كند اكنون كه كشور در آن بحران سابق گير نكرده حرف از خدمت ميزند و ميخواهد ايران را نجات دهد با اينكه مرور زمان صبر آدم رو هم دستخوش تغيير ميكند. آخر بايد ، خوب بودن خود را در گوشه اي

آقای احمدی نژاد هم همين كار رو كرد ، گفتگو بايد باشه ولی با دليلی كه بتونی نشونش بدی ، نه فقط با حرفی كه بشه اون رو فراموش كرد و احمدی نژاد ، با عمل هم اين كار رو كرد ، ولی با گفتن اينكه برو به اقتصادت برس و مارو چه به جامعه جهانی ، كارش رو كمرنگ كردند . از حق نگذ ريم عزت ايران رو هم با همين روش در كارش بالا برد ، عظمتی كه داشت فراموش ميشد كه حتی بسم ا... تو جمع خودی هامون عيب شمرده ميشد ، جلوی پوتين كه يه قدرتي بود برای خودش ، اول با قرآن و با بسم ا... و با دعا برای فرج ، اون هم در شرايطی كه ايران تحريم بود ، عظمت فراموش شده ايران رو دوباره زنده كرد . ولي در زمان خاتمي تو جلسات خودمون هم خجالت ميكشيدند يه بسم ا... بگن .



بهشتی كلمه حق رو طوری بيان كرد كه جلوی اين نقش رو تو اذهان عمومی بگيره ، زدند شهيدش كردند شد اسطوره اين مملكت و حالا حرفش موندگارتر هم شد . ديگه دشمن هر جوری بازی كنه حداقل تيغش كندتر شده. درسخنان آقای احمدی نژاد كلمه رو طوری بيان ميكنه كه زيردستاش به فكر باج دادن به كشورهای خارجی نباشن و با دوقدم جلوتر حرف زدن ، دشمن رو وادار به جلو رفتن قدم به قدم با نظرات ايران كرد .
چرا مقايسه نكردم با خاتمی ؟
در اين دولت آنقدر رياست جمهوری با اقسام مختلف كانونهای نظارتی مثل صدا و سيما ، گذاشتن ارتباط تلفنی ، و ارتباط حضوری و استانی و غيره كار كرد كه جا برای سوء استفاده برای جنوبی ترين استان را هم كم كرد و روند اجرا را تحت كنترل داشت و شروع به بازخواست ميكرد .
1- ما از يك كشوری طلب سنگين داشتيم اونا هم هواپيمای از رده خارج خودشون رو با رقم ميلياردی تو كلاه گشاد دولت آقای خاتمی جا دادن ، حتی صداشم در نيومد ، مثل اينكه درست جا رفته بود .
تازه اينا مادی بود ، از فنا شدن هويت كه ديگه نميدونم چی بگم كه تو پوشش آزادی انديشه و بيان چه خبر بود .همينقدر بگم شبهه انداختن در مورد آيات قرآن آن هم با شعار آزادی بيان ، بدتر از اين هم بوده ، چون وقتی شخص رو ميخواستند ببرن محاكمه ، فرياد زدند : آقااااا آزادی بيان و فاجعه های اصفبار 18 تير كه بنيانش همين حرف آزادی شد . ( در هشدارهای بعدی بيشتر براتون دارم چون تموم نميشه؟؟!!)
















1 – در دوران خاتمي : 127 نفر از آقايون رفتند كه به آقاي خامنه اي جام زهر تعارف كنن ، با چه عنواني ، عنوان بزدلي : كه

در دوران احمدی نژاد : با قدرت تمام مراحل هسته ای شدن ايران را (كه در اصل دروازه ورود ايران به صنعتی شدن بود) به انتها رسانيدو چرخه سوخت هسته ای باتمام تحريمها و موانع ، به دست يك دولت قدرتمند به بهره برداری رسيد و مردم را نيز در شادی بر اين تكنولوژی شريك كرد .

در دوران خاتمی : ماشا ا... آنقدر فعاليت داشتند كه دو سال نيروگاه نطنز تعطيل شد ، و كاش در همين مكان بود ، اگر بخواهم از اينجا به بعد رو براتون بگم ، ميگين اينا يا خائنن يا ترسو ، چون داوطلبانه و درحاليكه CUF جزو تعليق آژانس نبود اين را هم تعليق كردند و حتی 20 سانتريفيوژ تحقيقاتی كه اين نيز جزو تعليق نبود اين را هم تعليق كردند . يعنی زحمت رو، دانشمندان ميكشيدند و اينا هم پاداش زحمتهاشون رو ميدادن . اينجوری ميتونی بگی كه جز به فكر شكم خودشون به فكر استراحت دانشمندان هم بودند . 















مروري تاريخي بر ديدگاههاي اصليترين حامي كنوني نخست وزير دهه 60
چرا خيال ميکنيد فقط آنها که براي شما جمع مي شوند، آدمند؟ 